شمارهٔ ۴۶ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
قطعه مدح تو گردید ترک شد مکتوب
عفو فرما ز دعاگو که قلم دیر کشید
ورنه آن گفته چون آب روان بود چنان
که ببوسید خاک قدمت خواست دوید
تو روانی سخن بین که ز دروازه شهر
تا در خلوت خاص تو بسه ماه رسید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این قطعه به مدح و ستایش کسی میپردازد و از او عذرخواهی میکند که به خاطر دیرنوشتن نامهاش، ممکن است خدایان و دعاگویان او را ببخشند. او بیان میکند که سخنانش همچون آب جاری زیبا و دلنشین بوده است و آرزو دارد که در خرمی و نزدیکی به معشوقش، تا به خلوت او برسد.