شمارهٔ ۶۶ کمال خجندی
کمال خجندی / مقطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
دی عزیزی بعلاالدین گفت
که ازین نکته شدستم غمناک
کانگه حافظ نبود خاک خورد
همه اعضاش چو افتد به مغاک
بنده هم یاد بگیرد قرآن
تا که در خاک نپوسد تن پاک
گفتم ای بنده مقبل تو مترس
هرگز انگشت نپوسد در خاک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شخصی به بعلاالدین میگوید که از این موضوع غمگین است که وقتی حافظ در خاک مدفون شد، دیگر هیچکس نمیتواند از آثار او بهرهمند شود. او از این بابت ناراحت است و تصمیم میگیرد که خودش قرآن را یاد بگیرد تا در خاک نپوسد. اما در پاسخ به او گفته میشود که نباید نگران باشد، چرا که هیچگاه انگشت کسی در خاک نمیپوسد. به نوعی، این شعر به اهمیت یادگیری و دانش اشاره دارد و همچنین امید به ماندگاری آثار را منعکس میکند.