قصیدهٔ شمارهٔ ۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوش خلعتی است جسم ولی استوار نیست
خوش حالتی است عمر ولی پایدار نیست
خوش منزلی است عرصهٔ روی زمین دریغ
کانجا مجال عیش و مقام قرار نیست
دل در جهان مبند که کس را ازین عروس
جز آب دیده خون جگر در کنار نیست
غره مشو ز جاه مجازی به اعتبار
کاین جاه را به نزد خدا اعتبار نیست
زنهار اختیار مکن بهر منزلی
کانجا بدست هیچکس اختیار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زودی و ناپایداری زندگی و دنیای مادی اشاره میکند. او میگوید که جسم و عمر خوشایندند، اما هیچکدام پایدار نیستند. همچنین، زندگی در این دنیا تنها فرصتی برای خوشگذرانی است و مکان دائمی نیست. دل را نباید به این دنیا وابسته کرد، زیرا هیچکس در نهایت از آن بهرهمند نمیشود. او همچنین به فریبندگی مقام و جاه مادی اشاره میکند و میگوید که اینها در برابر خداوند ارزشی ندارند. در پایان، شاعر هشدار میدهد که هیچکس در این دنیا واقعی اختیار زندگی را ندارد.