نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴ - زمان ارکان هر دو بار باز هم روبرو شدند و از هر دو جانب شاعران قصیده‌ها سرودند قصیدهٔ معروف امیر خسرو شاید در همین مجالس قرائت شده باشد: امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / قصاید / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

زهی ملک خوش چون دو سلطان یکی شد

زهی عهد خوش چون دو پیمان یکی شد

دو چتر از دو سو سر برآورد از در

زمین زان دوابر در افشان یکی شد

پسر پادشاه و پدر نیرسلطان

کنون ملک بین چون دو سلطان یکی شد

ز بهر جهان داری و بادشاهی

جهان‌را دو شاه جهانبان یکی شد

یکی ناصر عهد محمود سلطان

که فرمانش در چار ارکان یکی شد

دگر شه معز جهان کیقبادی

که در ضبطش ایران و توران یکی شد

به دیو و پری گوی، ای بادکاینک

دو وارث به ملک سلیمان یکی شد

کنون روی در چین نیارند ترکان

به هندوستان چون دو خاقان یکی شد

برون شد دوئی از سر ترک وهندو

که هندوستان با خراسان یکی شد

به صد مهمانی صلا داد عالم

چوبر خوان شاهی دو مهمان یکی شد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ماجرای اتحاد و همبستگی دو حکمران و دو سرزمین اشاره دارد که به گونه‌ای همسان و متحد شده‌اند. در آن به مهر و دوستی بین دو پادشاه و دو کشور پرداخته می‌شود که حالا به‌خاطر اتحادشان، همه چیز در جهان آرام و یکدست شده است. شاعر از دو پادشاه به نام‌های ناصر و معز یاد می‌کند و به اثرات مثبت این اتحاد بر روی سرزمین‌های ایران و توران و همچنین هندوستان اشاره می‌کند. در پایان به مهمانی‌ای بزرگ اشاره می‌شود که نشانه اتحاد و همکاری این دو حکمران است.