نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زهی نموده ازان زلف و عارض و رخ خوب

یکی سواد و دوم نقطه و سیم مکتوب

سواد و نقطه و مکتوب اوست بر دل من

یکی بلا و دوم فتنه و سیم آشوب

بلا و فتنه و آشوب او بود ما را

یکی مراد و دوم مونس و سیم مطلوب

مراد و مونس و مطلوب هر سه از من شد

یکی جدا و دوم غالب و سیم مغلوب

جدا و غالب و مغلوب هر سه باز آید

یکی غلام و دوم دولت و سیم مرکوب

غلام و دولت و مرکوب با سه چیز خوش است

یکی حضور و دوم شادی و سیم محبوب

حضور و شادی و محبوب من بود خسرو

یکی شراب و دوم ساقی و سیم محبوب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی‌ها و جذابیت‌های عشق و معشوق پرداخته است. شاعر با استفاده از نمادهایی چون زلف، عارض و رخ خوب، احساسات و حالات مختلفی را برای معشوقش بیان می‌کند. او همچنین از مفاهیم مانند بلا، فتنه، مراد و مونس صحبت می‌کند تا نشان دهد عشق به معشوق می‌تواند هم دردسرساز و هم خوشایند باشد. در نهایت، شاعر به حضور و شادی و محبوب اشاره کرده و حس شادابی و خوشبختی‌اش را در کنار معشوقش به تصویر می‌کشد. این اشعار به زیبایی تضادهای عشق را با استفاده از تلمیح‌ها و نمادهای گوناگون بیان می‌کند.