نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به گوشه نشینان نماید آن رخ خوب

به غمزه دل بر باید ز سالک مجذوب

بلای مردم اهل نظر بود چشمت

به ناز اگر به در آیی ز مکتب، ای محبوب

دهان یار نیاید رقیب را در چشم

که خرده بین نبود هیچ دیده معیوب

فراق روی چو تو یوسفی کسی داند

که روشنش شود آب دو دیده یعقوب

چو نامه تو گشایم شود پر آبم چشم

به هیچ رو نتوانم که خوانم آن مکتوب

مرنج اگر نبود در خورت کباب دلم

تو میهمان عزیزی و هست این مرغوب

کشد برای تو خسرو جفای مدعیان

که بهر دوست ز کرمان جفا کشد ایوب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبی پرداخته است که حضورش دل‌ها را مجذوب می‌کند. شاعر از تاثیر چشمان محبوب بر روی افراد اهل نظر سخن می‌گوید و می‌نویسد که زیبایی و ناز او باعث بی‌اختیاری و غمگینی دل‌ها می‌شود. همچنین، شاعر به دوری از محبوب اشاره می‌کند و از دلتنگی و اشک‌هایش به خاطر جدایی می‌گوید، و در نهایت به تعبیر بلای دل، از جفای زمانه و وراثت عشق می‌پردازد. مجموعاً، این شعر بیانگر عشق عمیق و درد جدایی است.