نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ماهرویا، به خون من مشتاب

کشتن عاشقان که دید صواب

چشمت، ار خون من بریخت چه شد

ترک با تیغ بود مست و خراب

تا گل از شرم رویت آب شود

یک زمان برفگن ز چهره نقاب

مثل خود در جهان کجا بینی

گه در آیینه بنگری گه در آب

آرزو می کند مرا با تو

گوشه خلوت و شراب و کباب

وین تمناست در سرم همه عمر

زین هوس چشم من نگیرد خواب

وز غم روی شاهدان ما را

تا به کی پند می دهند اصحاب

هر که دعوی کند ز خوبان صبر

نشنود کل مدع کذاب

چه ملامت کنید خسرو را

فاتقوالله یا اولی الالباب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلباختگی است. شاعر به معشوقه‌اش اشاره می‌کند و درد و رنجی که از عشق او کشیده را بیان می‌کند. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید و به نقش سرنوشت در عشق اشاره می‌کند. شاعر همچنین به پیوند میان عاشق و معشوق و حسرتی که در دل دارد اشاره می‌کند و از دیگران می‌خواهد که او و عشقش را درک کنند و ملامتش نکنند. در نهایت، او به زیبایی‌های عشق و غم‌های آن تأکید می‌کند و از عقل و درک دیگران می‌خواهد که به عشق و احساسات توجه کنند.