نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر شب به دل تصور نازش فرو برم

با خون دل فسانه رازش فرو برم

نازش که نیست بر لب شیرین، بر آن شوم

کاندر میان آن گه نازش فرو برم

چون تیر بر کمان نهد او، خواهم از هوس

پیکانهای دیده نوازش فرو برم

شبها ز ذوق خاک درش در دهان کنم

در آب دیدگان نیازش فرو برم

دیوانه شد دل من و زنجیر واجب است

خواهد از او که زلف درازش فرو برم

باشد که یک دمی لب خود بر لبم نهد

تا من زبان عربده سازش فرو برم

خسرو، اگر چه عشق مجاز است زان او

تحقیق خویش من به مجازش فرو برم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و شور و شوق شاعر به معشوق‌اش است. شاعر هر شب در خیال ناز و زیبایی معشوق غرق می‌شود و با دلی پر از درد، در تلاش است تا راز عشقش را کشف کند. او می‌خواهد از زیبایی و ناز معشوق بهره‌مند شود و در آرزوی وصال اوست. همچنین، شاعر به تأثیر عمیق این عشق بر روانش و نیازش به معشوق اشاره می‌کند و به شب‌ها و لحظات شیرین خیال‌پردازی درباره او می‌پردازد. در نهایت، او از عشق مجازی که به معشوق دارد سخن می‌گوید و می‌خواهد به حقیقت عشق خود برسد.