شمارهٔ ۱۵۱۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شبی با ما خیال خویشتن را میهمان گردان
ز باغ عارض خود مجلسم را بوستان گردان
به زیبایی و رعنایی برون آ یک ره از خانه
ز رخ بنما گلستان و ز قد سرو روان گردان
هوس دارم از آن نرگس نگاهی، سوی من بنگر
چو چشم ناتوان خود مرا هم ناتوان گردان
خدا را چند سوزم ز آتش بی مهری آن مه؟
بده صبری مرا یا با من او را مهربان گردان
غم عشق تو دارد پایمالم تا شوم کشته
تو هم با او جفا را بهر قتلم هم عنان گردان
چه پنهان می شوی، بنمای روی خویش خلقی را
چو خسرو هر طرف از عشق خود بی خانمان گردان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از معشوق خود میخواهد که یک شب به او توجه کند و با زیباییهایش محیط را زینت بخشد. او تمنا دارد که معشوق با نگاهی به او، به درد و رنجش تسکین بخشد و از آتش بیمهری او رهایی یابد. همچنین، شاعر از غم عشق سخن میگوید که او را به شدت آزرده و در حال نابودی است. در نهایت، نوازش و محبت را از معشوق میطلبد تا در برابر درد و جفا ایستادگی کند و از او میخواهد که خود را نشان دهد و از پنهانکاری دست بردارد.