شمارهٔ ۱۶۱۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
آرایش مجلس تویی، مجلس بیارا هر زمان
نقل و شرابی زان دو لب پیش آر ما را هر زمان
زینسان که بر هر موی تو از نفس خود در غیرتم
آنجا که گستاخی ست این باد صبا را هر زمان
چون عاشقانت را نماند از نقد هستی مایه ای
تاراج سلطانی مکن مشت گدا را هر زمان
جان می رسد هر دم به لب، دانی که باری نیست آن
جان تو، کافزون تر کنم نرخ بلا را هر زمان
چون از تو می آید بلا یک جانست، ور باشد دگر
بر نار دستوری مده چشم وغا را هر زمان
ای سر، به زودی خاک شو، پیش در آن نازنین
بو کز طفیل نازنین بوسیم پا را هر زمان
گر چه نیرزم از رهش گردی، تو، ای باد صبا
می گو سلام چشم من، آن خاک پا را هر زمان
گر نیست باران کرم، سنگی ببار، ای آسمان
تا چند باز آرم تهی دست دعا را هر زمان!
خسرو، اگر عاشق شدی از تیغ عذرش خواه بس
تا چند آری بر زبان آن یک خطا را هر زمان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به زیبایی از عشق و شوق و سر و سامان مجلس صحبت میکند. شاعر از محبوبش میخواهد که همواره زیبایی و شراب را به او نمایان کند. او به شدت تحت تأثیر زیبایی محبوب است و عشقش باعث میشود که به هر قیمتی از او دفاع کند. همچنین به موضوعات مانند رنج و بلا که از محبوب میآید میپردازد و به این نکته اشاره میکند که نباید عشق را به سخره گرفت و بر زخم دل عاشقان نمک پاشید. در نهایت، شاعر از محبوبش میخواهد که به او کمک کند تا از غم و تنگدستی رهایی یابد و برای عشق و دوستی فداکاری کند.