شمارهٔ ۱۷۱ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خط کز لب آن پسر دمیده ست
افسون است که بر شکر دمیده ست
بنگر که ز آب دیده یکی ست
آن سبزه خوش که بر دمیده ست
از رشک رخت سحر دم سرد
بر آینه قمر دمیده ست
برخاست ز آتش رخت دود
از بس که خط تو بر دمیده ست
آخر شکری بده به خسرو
زان لب که نبات بر دمیده ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت چهره و لبهای یک پسر صحبت میکند که به نوعی افسون و سحرآمیز توصیف شده است. شاعر به زیبایی سبزه و آب چشم او اشاره میکند و بیان میکند که چهرهاش به قدری زیباست که شبیه آینهای میماند که نور قمر را منعکس میکند. در نهایت، شاعر از محبوب خود میخواهد تا به زیبایی لبهایش که شبیه شکر و نبات است، توجه کند.