نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۵۲ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

مدار جان من از بهر جان ما روزه

از آنکه جانی و جان را دهد عنا روزه

لب پر از می و گویی که روزه می دارم

تو خود بگوی که باشد چنین روا روزه

اگر تو روزه برای خدای می داری

مدار بیش برای خدای را روزه

ز دیده ساخته ام شربتی، ولی نخوری

اگر به روزه ترا خوش بود، خوشا روزه

یک ابرویت نگرم، روزه گیرم از پی وصل

به دیدن مه ابرو کنم قضا روزه

ببرد تشنگی خلق را که از لب تو

به آب چشمه حیوان شد آشنا روزه

به نوحه کرد لبالب لبان خسرو را

فقاع از آن لب شیرین گشاد تا روزه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم روزه‌داشتن و معنای واقعی آن اشاره می‌کند. او از روزه به عنوان یک حالت روحانی یاد می‌کند و به این نکته می‌پردازد که روزه‌داری فقط به معنای پرهیز از غذا نیست. شاعر می‌گوید اگر کسی روزه می‌گیرد، باید نیت و هدف الهی داشته باشد. همچنین، او با اشاره به زیبایی و جذابیت معشوق خود، نشان می‌دهد که عشق و علاقه هم می‌تواند در معنای روزه‌داری تأثیرگذار باشد. شاعر در نهایت بیان می‌کند که معشوقش قادر است تشنگی و درد دلمندان را مرتفع کند، به طوری که زیبایی او خود نوعی روزه‌دار است.