شمارهٔ ۱۹۳ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چون به گیتی هر چه می آید، روان خواهد گذشت
خرم آن کس کو نکو نام از جهان خواهد گذشت
ناوک گردون که آید از همه نظاره کن
کز کیان بگذشت تا نیز از کیان خواهد گذشت
جز ز یک کس نگذرد یک تیر بین در کیش چرخ
کش یکی تیر است، لیک از همگنان خواهد گذشت
آن که می گوید که خواهم دید پایان جهان
بس که بر بالای ما پیر و جوان خواهد گذشت
گر جوان گر پیر، چون ما بگذریم از این جهان
گر بخواهی دید گو تا بر چسان خواهدگذشت
چون گریزم از جفای آسمان، چون عاقبت
سیل کز بام آید اندر ناودان خواهد گذشت
کاروان دوستان بسیار بگذشت و هنوز
بین کزین ره چند ازینسان کاروان خواهد گذشت
هر که هست آخر نه در زیر زمینش رفتن است
خود گرفتم در بلندی ز آسمان خواهد گذشت
مهر جانی و بهاری کایدت، خوش باش، از آنک
چند چند از نوبهار و مهر جان خواهد گذشت
خسروا، بستان متاعی در دکان روزگار
کاین بهار عمر ناگه رایگان خواهد گذشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره گذر زمان و فانی بودن زندگی است. شاعر به ما یادآوری میکند که هر چیزی در دنیا، از جمله خود ما، به مرور زمان از میان خواهد رفت و هیچ چیز ماندگار نیست. او بیان میکند که زمان و سرنوشت همچون تیر از کمان میگذرد و هیچ کس نمیتواند از سرنوشت خود فرار کند. همچنین اشاره دارد به اینکه جوانی و پیری هر دو از این جهان خواهند گذشت و در نهایت، هیچ کس نمیتواند از مرگ و پایان زندگی بگریزد. در نهایت، شاعر ما را به این فکر میاندازد که باید از روزگار و لحظات زندگیمان بهرهبرداری کنیم؛ زیرا عمر ما نیز به سرعت سپری میشود.