نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۴۷ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هر شبم کآهم به عالم دم زدی

آتش اندر خرمن عالم زدی

سوخت جانم را غم و غم سوختی

ذره ای سوز من ار بر غم زدی

گر دلم را دست بودی بر فلک

دیده ای سقفش که چون برهم زدی

زین زبان دانی اگر جم بودمی

آسمانم بوسه بر خاتم زدی

در تن خاکی و سلطانی بدی

خاک پایم آسمان را کم زدی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عمیق شاعر پرداخته و می‌گوید که در هر شب، با دم زدن به عالم، آتش غم و درد را در وجود او شعله‌ور می‌کنی. شاعر از سوختن جانش به خاطر غم صحبت می‌کند و می‌گوید که اگر دستش به آسمان می‌رسید، سقف آسمان را با نگاهش می‌شکست. او به این فکر می‌کند که اگر مقام و جایی در میان ستارگان داشته باشد، آسمان را با بوسه‌اش تزئین می‌کند و در نهایت، به جایگاه خود در خاک و اهمیت آن اشاره می‌کند، که حتی خاک پای او نیز بر آسمان ارجحیت دارد.