شمارهٔ ۲۳۰ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باد نوروز چو دنباله جان ما داشت
دل ما را اثری بوی کسی شیدا داشت
از کجا گشت پدید، این همه خوبان، یارب
آسمان، این چه بلا بود که بهر ما داشت؟
عشق بنشست به جان، خانه دل کرد خراب
که من سوخته را بر سر این سودا داشت؟
خلق گویند که گر جانت به کار است، مبین
چه کنم چون نتوانم دل خود بر جا داشت
نرود باغ، کزان دیده که دیدت خسرو
نتواند به گل و لاله نازیبا داشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تأثیر عمیق عشق و زیبایی بر دل انسان صحبت میکند. شاعر با اشاره به بادی که در نوروز وزید، به احساسات خود و جذابیتی که شخص خاصی بر دلش گذاشته، پرداخته است. او نگران این است که چرا این همه زیبایی در دنیا وجود دارد و عشق، موجب ویرانی دل او شده است. دیگران به او میگویند که باید به جان خود اهمیت دهد، اما او نمیتواند احساساتش را کنترل کند. در انتها، شاعر بیان میکند که باغ و گلها زیبایی خاصی ندارند وقتی که یاد معشوقش از ذهنش نرود.