شمارهٔ ۲۹۲ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای غمزه زن که تیر جفا در کمان تست
آهسته تر، که دست دلم در عنان تست
بنمای رخ که شاد برانم ز دیدنت
روزی دو سه که غمزده میهمان تست
جانها به باد داد که دایم شکسته باد
آن گیسویی که بر سر سرو روان تست
داغی ست از شراره آه کسی مگر
خال سیه که بر رخ چون ارغوان تست
گر هر زمان به خانه دیگر شوی به ناز
می زیبدت که مر همه عالم از آن تست
زان می زیم که بر دهن انگشتری نهم
شبها و این خیال برم کان دهان تست
گفتم بکش که باز رهم، ناوک مژه
بنمود و گفت این همه از بهر جان تست
فریاد خسرو ار شنوی شب به کوی خویش
رنجه مشو که فاخته بوستان تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر شاعر به زیبایی و جذابیت یک دختر غمزه اشاره میکند که وجودش همچون تیغی در کمان جفا است. او از این دختر میخواهد که آرامتر باشد، زیرا دلش را در اختیار او گذاشته است. شاعر دوست دارد چهرهاش را ببیند تا از دیدنش شاد شود و میگوید که این درد و غم در زندگیاش به خاطر وجود اوست. او به زیبایی گیسوان و خال سیاه این دختر که به رنگ ارغوان است اشاره کرده و میگوید که حتی اگر او به جایی دیگر برود، این زیباییاش همیشه در یاد او خواهد بود. در نهایت، پیام شاعر این است که عشق و زیبایی این دختر به قدری عمیق است که همه چیز را تحت تاثیر قرار میدهد.