نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۱۶ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

شمشیر کین باز آن صنم بر قصد دل‌ها می‌کشد

جان هم کشد بار غمش، دل خود نه تنها می‌کشد

خطی که از دود دلم بر گرد آن لب سبزه شد

ما را از آن سبزی همه خاطر به صحرا می‌کشد

مایل به سرو قد او باشد دل خسته مرا

عاشق که صاحب‌همت است میلش به بالا می‌کشد

آن غمزه خونریز او خونم بریزد عاقبت

سختی دل قصاب را در زیر خون‌ها می‌کشد

در عاشقی ثابت‌قدم هرگز نباشد آنکه او

از کوی یار دلستان از بیم جان پا می‌کشد

عشقت چو کالای من است، جور رقیبان می‌کشم

تاجر جفای دود را از بهر کالا می‌کشد

چشمم که از هجر رخت، زین پیش چون قلزم بدی

اکنون چه جیحون شد روان، میلش به دریا می‌کشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر در مورد عشق و عذاب ناشی از آن صحبت می‌کند. شاعر به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند که با تاثیرات خود دل‌ها را تسخیر می‌کند. غم و درد عشق، جان و دل شاعر را به زحمت می‌اندازد و او را به سوی یاد معشوق می‌کشاند. عشق همچون یک کالای ارزشمند است که شاعر با تمام سختی‌ها و ناملایمات رقیبان آن را حفظ می‌کند. در این عالم، هر تغییر حس، احساسات عاشقانه و غم‌های ناشی از فراق و وصال را نمایان می‌سازد. شعر به طور کلی به تضادها و چالش‌های عاشقانه و تأثیرات عشق بر روح و روان اشاره دارد.