نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۵ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چشم یارم دوش بی هنگام خواب آورده بود

وز تکبر غمزه شوخش عتاب آورده بود

تاب زلفش برده بود از چهره شب تیرگی

وز فروغ مهر رویش ماهتاب آورده بود

صبح صادق از سر اخلاص بر رویش دمید

هر دعایی را که از حق مستجاب آورده بود

شد گریزان از خیال روی او مهر از هلال

دوش دیدم بی گهان پا در رکاب آورده بود

در درون دیده دارم روشنایی را به خواب

چون خیال روی او در دیده خواب آورده بود

تا به گوش او رساند چشم دریابار من

هر دو صحن دیده پر در خوشاب آورده بود

نام خسرو شهره ایام شد، کز بهر عام

همچو دولت رو در آن عالی جناب آورده بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عنوان بیان احساس عاشقانه و زیبایی توصیف شده است. شاعر به توصیف چشمان محبوبش پرداخته که خواب را به او هدیه کرده و با غمزه‌هایش او را تحت تأثیر قرار داده است. زلف‌های محبوب او باعث روشنایی و روشنی شب شده و چهره‌اش همچون ماهتاب می‌درخشد. صبح روز بعد با تأثیرات عشق، دل شاعر شفاف و روشن می‌شود و او در خواب تصویر محبوبش را می‌بیند. در نهایت، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره می‌کند که حتی در خواب نیز نمی‌تواند از او دور شود و نام او مشهور و برتر از دیگران است.