شمارهٔ ۶۴۸ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شهسوارانی که فتح قلعه دین کردهاند
التماس همت از دلهای مسکین کردهاند
پاکبازان سر کوی خرابات فنا
در مقام سرفرازی خشت بالین کردهاند
سنگسار لعنت جاوید مر ابلیس را
از برای کوری چشمان خودبین کردهاند
آهوی چین را جگر در نافه سودا بسوخت
تا حدیث سنبل زلف تو در چین کردهاند
جلوه فرهاد بین کز غیرت آن خسروان
نام خود نقش نگین لعل شیرین کردهاند
حلقه زلف تو دارد هر شبی در گوش دل
گر چه او را حلقهای از ماه و پروین کردهاند
زاهدان تسبیح میخوانند و خسرو نام دوست
ذکر هر کس آنچنان باشد که تلقین کردهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از مولانا درباره تلاش و فداکاری شهسوارانی است که قلعه دین را فتح کردهاند و از دلهای مسکین طلب همت کردهاند. او پاکبازانی را توصیف میکند که در کوی خرابات به مقام سرفرازی دست یافتهاند. همچنین به سرنوشت ابلیس اشاره میشود و اینکه سنگسار لعنت او برای چشمهای خودبین انجام شده است. شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن میگوید، از آهوهای چین که در عشق زلف معشوق بسوختهاند و جلوههای فرهاد را در عشق نسبت به خسروان بیان میکند. در نهایت، مولانا به زاهدان اشاره میکند که با خواندن تسبیح، نام دوست را ذکر میکنند و میفرماید که هر کس به آن چیزی توجه میکند که به او تلقین شده است.