نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۱ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ژاله از نرگس فرو بارید و گل را آب داد

وز تگرگ روح پرور مالش عناب داد

چشم مست او که مژگان را به قتلم تیز کرد

خنجر زهراب داده در کف قصاب داد

هر خدنگ غمزه ای را کاو به شست ناز بست

آن خدنگ اول نشان بر سینه احباب داد

باز آن ابرو کمان غمزه زن قصد که کرد

چشم او باری ز مژگان ناوک پرتاب داد

وین کجا ماند ز چشم و ابرویش زین سان که او

ترک مست کافری را راه در محراب داد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و魅یّتی بی‌نظیر نرگس سخن می‌گوید که با لطافت و ظرافت خود، گل را آب می‌دهد و به تأثیرات مثبت باران اشاره می‌کند. اشاره به چشم‌های مست و جذاب او دارد که به نوعی باعث حسادت و آسیب رساندن به دیگران می‌شود. همچنین، حس غم و شادی را به واسطه گام‌های نازک و خمیده او به تصویر می‌کشد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، تأثیر چشم و ابروهای او را در قلب و روح دیگران بیان می‌کند و در نهایت حس عمیق عشق و لطافت را در ظاهر و باطن او نشان می‌دهد.