نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳۳ امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرچه در کشتن عشاق زبون می‌آید

باری آن شکل ببینید که چون می‌آید

ای صبا، خاک رهش آر و بینداز به چشم

که بلاها همه زین رخنه درون می‌آید

گر کنم گریه دل ماندگی، از تست، ای دوست

کین شکایت همه از بخت نگون می‌آید

دل صیاد کجا سوزد، اگر ناله کند

مرغ بیچاره که در دام زبون می‌آید

آمدی باز و به نظاره برون آمد دل

لحظه‌ای باش که جان نیز برون می‌آید

خوشم از گریه خود، گرچه همه خون دل است

زان که بوی تو ز هر قطره خون می‌آید

تا شبم چون گذرد، آه که بازم در دل

یاد آن سلسله غالیه‌گون می‌آید

حذر از گوشه چشمش که ز شوخی خود را

مست می‌سازد و با سحر و فسون می‌آید

خسروا، چون سخن اول نشنیدی، ناچار

بکش از دوست بلایی که کنون می‌آید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عاشقانه اشاره دارد و به توصیف رنج و سختی‌هایی می‌پردازد که عاشق به خاطر عشق متحمل می‌شود. شاعر از زیبایی و قدرت عشق سخن می‌گوید و از بی‌تابی و درد دلش می‌نویسد. او از احساس غم و اشتیاقی که در دل دارد، ناخوشنودی ناشی از بخت بد و تأثیر آن بر زندگی‌اش صحبت می‌کند. در نهایت، شاعر به عشق و زیبایی نگاه معشوق اشاره می‌کند و از تأثیر آن بر جان و روانش می‌نویسد، حتی به این که گریه و اشک‌هایش در واقع نشان‌دهنده عشق عمیق اوست.