شمارهٔ ۷۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم در عاشقی آواره شد آوارهتر بادا
تنم از بیدلی بیچاره شد بیچارهتر بادا
به تاراج عزیزان زلف تو عیاریای دارد
به خونریز غریبان چشم تو عیارهتر بادا
رُخَت تازهست و بهر مردن خود تازهتر خواهم
دلت خارهست و بهر کشتن من خارهتر بادا
گر ای زاهد، دعای خیر میگویی مرا این گو
که آن آواره از کوی بتان آوارهتر بادا
همه گویند کز خونخواریش خلقی به جان آمد
من این گویم که بهر جان من خونخوارهتر بادا
دل من پاره گشت از غم نه زانگونه که بهْ گردد
وگر جانان بدین شاد است، یارب، پارهتر بادا
چو با تردامنی خو کرد خسرو با دو چشم تر
به آب چشم پاکان دامنش همواره، تر بادا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساسات عاشقانه و دردهای ناشی از عشق را بیان میکند. شاعر در آن از آوارگی دل و بدبختی جسمی در عشق سخن میگوید و به شدت تحت تأثیر زلف و زیبایی معشوق قرار دارد. او ابراز میکند که به خاطر عشق و زیبایی معشوق، حتی از جانش نیز مهمتر است. همچنین، شاعر از دعای خیر دیگران میخواهد که دوستی و محبتش بیشتر از این باشد و به تلخیها و خونخواریهای عشق اشاره میکند. در نهایت، شاعر از غم و مصیبتهایی که در عشق تجربه کرده، سخن میگوید و به نوعی آرزوی بیشتری از درد و رنج را در دل دارد.