شمارهٔ ۷۵۷ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
من به یار خود و اغیار به خود میپیچد
مست در عشرت و هشیار به خود میپیچد
موی پیچیده بود گرد میانش دائم
عجبی نیست، بلی، مار به خود میپیچد
سر ز تاب رخت از زلف تو پیچیده، عجب
زان که مو از اثر نار به خود میپیچد
هر سری از قدمت دور فتاد از سر درد
در تکاپوی چو دستار به خود میپیچد
من لبت میگزم و چشم تو در خشم، بلی
بوی حلواست که بیمار به خود میپیچد
فاش دین لبت از زلف چلیپای تو شد
زان که از موی تو زنار به خود میپیچد
صفت موی تو خسرو چو به طومار نوشت
سبب آن است که طومار به خود میپیچد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و جذابیت های آن میپردازد. شاعر از پیچیدگی و جذابیتهایی که در عشق و زیبایی معشوق وجود دارد صحبت میکند. او به تصویر میکشد که چگونه عشق او را مست و مدهوش کرده و به طور نمادین از پیچش موها و زلف معشوق سخن میگوید. همچنین به حسرت و درد دوری از معشوق و تاثیرات آن بر خود اشاره میکند. در نهایت، با تشبیهات زیبا، شاعر نشان میدهد که عشق و زیبایی معشوق چگونه در زندگیاش پیچیده و نمایان است.