شمارهٔ ۷۷۵ امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
باز بوی گل مرا دیوانه کرد
باز عقلم را صبا بیگانه کرد
بازم از سر تازه شد مستی عشق
بس که بلبل ناله مستانه کرد
گل چو شمع خوبرویی برفروخت
بلبل بیچاره را پروانه کرد
نی بر آب زلف تست، ار چه به باغ
زلف را با آب سنبل شانه کرد
لاله را بهر تقاضای شراب
جرعه می در ته پیمانه کرد
خرمن بسیار هشیاران بسوخت
بس که عشقت آتش دیوانه کرد
جان برد از خانه تن عاقبت
اینچنین عشقت که در دل خانه کرد
قصه شیرین، عجب افسانه ایست
کوهکن خواب اندرین افسانه کرد
خورد خسرو نیست جز غم، چاره نیست؟
چون خدا این مرغ را این دانه کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی تاثیر عشق و زیبایی گل و بلبل است. شاعر از دیوانگی ناشی از عشق و شوق سخن میگوید و اینکه چگونه زیبایی گل و نالههای بلبل او را مست و بیخود کرده است. همچنین به تحولی در احساسات اشاره دارد که عشقی پرشور و آتشین را به همراه دارد. در نهایت، شاعر به عمق و دشواریهای عشق اشاره کرده و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند جان را از تن برباید و در دل انسان جا بگیرد. شعر به نوعی روایتگر داستانی شیرین و عمیق از عشق و دل باختگی است.