نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - وفات مریم امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / خسرو و شیرین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شناسای معانی موبد پیر

چنین کرد این خبر در نامه تحریر

که چون خسرو ستد گنجینهٔ روم

خلافش رومیان را گشت معلوم

چو غالب گشته بود از تیغ کین خواه

نداد اندیشه را در خویشتن راه

زبانی پوزشی کان در حرم کرد

ز مریم چند گاه آن نیز کم کرد

ز شیرین عیش مریم بود چون تلخ

ازین کاهش فتاد آن ماه در سلخ

به تن عیسی جانش مانده بی دم

تنش چو ن رشتهٔ مریم شد از غم

ز بیماری به بستر خفت ماهی

و زان پس جست دیگر خواب گاهی

ملک بایست و نابایست برخاست

به صد شادی بساط ماتم آراست

دل از سودای شیرین در غم افگند

بهانه بر فراق مریم افگند

به ماتم کرد پیراهن بسی چاک

ولیکن در هوای یار چالاک

چو شیرین دید کز خس رفته شد راه

به بی صبری شتابان گشت چون ماه

رسید آن در بی قیمت به دریا

چو خور در بره و مه در ثریا

گلشن تر شد خزان را باد بنشست

به آزادی چو سرو آزاد بنشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره‌ی غم و اندوه خسرو به خاطر جدایی از محبوبش، مریم، است. پس از اینکه خسرو به پیروزی و دست یابی به گنجینه روم می‌رسد، احساس او نسبت به مریم تغییر می‌کند و غم جای شادی را می‌گیرد. او به شدت دلتنگ مریم شده و در تلاش است تا به نوعی این غم و جدایی را تحمل کند. علاه بر این، او در مواجهه با بیماری و بی‌خوابی به سراغ یاد محبوبش می‌رود و در نهایت با امید به آزادی و شادی دوباره در زندگی اش، به یاد مریم و دوران شیرین گذشته می‌افتد. این دوستی و عشق در دل او باقی مانده و او را به تلاش برای یافتن دوباره‌ی معشوقش وادار می‌کند.