نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۸ - غزل سرائی شکر در مجلس خسرو امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / خسرو و شیرین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چه فرخ روزگاری باشد آن روز

که گردد هم نشین دو یار دل سوز

همه سرمایهٔ عشرت مهیا

ز موج شادمانی دل چو دریا

مراد و خوش دلی و کامرانی

نشاط عشق و آغاز جوانی

کسی را کاین همه یک جا دهد دست

گر از دولت بنازد جای آن هست

مرا کاین دولت امروز است در چنگ

به دولت چون ننوشم جام گلرنگ

زمان چون رفت دیگر یافت نتوان

عنان زندگانی تافت نتوان

بساکس کانده فردا کشیدند

که دی مردند و فردا را ندیدند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف روزی می‌پردازد که دو یار دل‌سوز و دوست داشتنی کنار هم هستند و زندگی پر از شادی و نشاط را تجربه می‌کنند. همه چیز برای خوشی و عشق آماده است و شاعر به خوشبختی و جوانی اشاره می‌کند. او از این نعمت‌ها بهره‌برداری می‌کند و به لذت زندگی توجه دارد، زیرا زمان به سرعت می‌گذرد و فرصتی برای بازگشت به گذشته وجود ندارد. شاعر یادآوری می‌کند که بسیاری از کسانی که به آینده فکر کردند، امروز را از دست داده‌اند.