بخش ۷ - گریختن خسرو از مداین امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / خسرو و شیرین / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چو بر هرمز سر آمد پادشاهی
ز خسرو تازه گشت آن کینه خواهی
بر آن شد کاتش کین بر فروزد
درو بهرام چوبین را بسوزد
فراوان داد رایت را بلندی
نبودش بر عدو فیروزمندی
مصافی کرد چون فیروزمندان
ولی یاری نکردش بخت چندان
همی رفت از طلبگاران نهانی
غبار آلوده چون باد خزانی
به رفتن هم رکاب شاه شاپور
همی کرد از سخن کوته ره دور
عجایبها که دید از هر ولایت
همه میکرد پیش شه حکایت
ز چندین گفتها کم گشت لب تر
ندیدم هیچ نقشی زان عجبتر
که در چین بود از ارمن نقشبندی
نبشته نقش شیرین بر پرندی
چومن جادو گرم در صنعت چین
گرفتم نسختی زان نقش شیرین
نمایم گر خرد را پای داری
دل اندر دیدنش بر جای داری
به فرمان ملک گوینده در حال
نورد فتنه را بگشاد تمثال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، نویسنده به پایان پادشاهی هرمز اشاره میکند و از کینهخواهی خسرو سخن میگوید. او تصمیم میگیرد آتش کین را بر افروزد و با بهرام چوبین مقابله کند. در این میان، او در پی یاری و حمایت است، اما بخت به او یاری نمیکند. در سفرش، از عجایب و شگفتیهای مختلفی در کشورها میبیند و به ویژه از هنر و نقشپردازی چینیها که نمایانگر شیرینی و زیبایی است، یاد میکند. او تصمیم دارد تا این نقش زیبا را به خرد و دیگران نشان دهد و در نهایت میگوید که با فرمان شاه، فتنه را برطرف خواهد کرد.