نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱ - باسم الملک الوهاب امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مجنون و لیلی / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای داده به دل خزینهٔ راز

عقل از تو شده خزینه پرداز

ای دیده گشای دوربینان

سرمایه دهٔ تهی نشینان

ای تو به همین صفت سزاوار

نام تو گره گشای هر کار

ای جلوه گر بهار خندان

بینا کن چشم هوشمندان

ای جان به جسد فگنده‌ای تو

هرکس که به جز تو، بندهٔ تو

اندیشه بهر بلندی و پست

بگذشت و نزد به دامنت دست

پس در ره تو ز تیزهوشی

بیهوده بود سخن فروشی

آن به که زنیم سر، خرد را

اقرار کنیم عجز خود را

با تو نه سخن رفیع سازیم

نادانی خود شفیع سازیم

داننده تویی بهر چه رازست

سازنده تویی بهر چه سازست

کاری که خرد صلاح آن جست

موقوف به کار سازی تست

قفل همه را کلید بر تو

پنهان همه پدید بر تو

لطف تو انیس مستمندان

قهر تو هلاک زورمندان

گر لطف کنی و گر کنی قهر

در هر دو بود ز مرحمت بهر

همواره در تو جای من باد

توفیق تو رهنمای من باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف صفات و ویژگی‌های الهی می‌پردازد و از خداوند به عنوان منبع رازها و دانایی یاد می‌کند. شاعر از عقل و هوش به عنوان ابزارهایی برای درک و شناخت بهره می‌برد و بر ناتوانی انسان در درک کامل حقیقت تأکید می‌کند. درخواستش از خداوند آن است که او را در فهم و روشنایی کمک کند و به او توفیق دهد. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که چه در لطف و چه در خشم خداوند، همیشه در دل او رحمت و محبت نهفته است.