نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - مدح شیخ الطریقه نظام الحق والحقیقة محمدی، که عیسی آخر الزمانش فرستادند، تا دم جان بخش او: اسلام محمدی را از سر زنده گردانیده، و عمر جاوید بخشید متع الله المسلمین به طول بقائه امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مجنون و لیلی / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

چون گوهر مدح خواجه سفتم

وز غیب شنیدم، آنچه گفتم

اکنون قدری در معانی

ریزم بسر جنید ثانی

قطب زمن و پناه ایمان

سر جمله جملهٔ کریمان

در شرع، نظام دین احمد

یعنی که، نظام دین محمد

در حجرهٔ فقر پادشاهی

در عالم دل جهان پناهی

در عالم وحدت ایستاده

بر هر دو جهان قدم نهاده

از خواجگی آستین کشیده

در پایهٔ بندگی رسیده

بیناتر جمله پاکبینان

بیدارترین شب نشینان

مسند ز سپهر بر ترش باد

خسرو چو ستاره چاکرش باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی ستایش یک شخصیت برجسته، به نام خواجه، نوشته شده است. شاعر از معنای عمیق جملاتش صحبت می‌کند و به ارائه‌ی صفات این شخصیت می‌پردازد. او را به عنوان قطب زمان و پناهگاه ایمان توصیف می‌کند و می‌گوید که در دین محمد (ص) مقام والایی دارد. خواجه را در مقام پادشاهی، در عالم فقر و در مقام بندگی به تصویر می‌کشد. او در عالم وحدت ایستاده و از آنجا بر هر دو جهان نظارت دارد. در انتها، شاعر از مقام بلند خواجه و برتری او در عرصه معرفت و فضیلت می‌گوید و آرزو می‌کند که او مانند یک ستاره در آسمان بدرخشد.