نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی ) امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

کرد چو ره در سرطان آفتاب

چشمهٔ خورشید فرو شد به آب

ابر سرا پرده به بالا کشید

سبزه صف خویش به صحرا کشید

تندی سیلاب ز بالای کوه

از شعب آورد زمین را ستوه

برق بهر سوی به تابی دگر

دشت بهر جوی به آبی دگر

شالی سر سبز ندانم ز چیست

کآب گذشتش ز سر، آنگاه زیست

آب فراخی همه ره تا به گنگ

آمده لشکر همه از آب تنگ

پای ستوران به زمین در شده

گاو زمین را سم شان سر شده

بود به هر جا که نزول سپاه

تنگی جو بود و فراخی کاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف طبیعت و تغییرات آن در اثر بارش باران و سیلاب می‌پردازد. ابتدا اشاره می‌شود که خورشید در دل آب رفته و ابرها بالاتر از زمین قرار گرفته‌اند. سیلاب از کوه‌ها سرازیر می‌شود و به زمین فشار می‌آورد. برق و تابش نور در دشت‌ها متنوع است و آب‌ها به زندگی گیاهان و سبزه‌ها کمک می‌کنند. شاعر به چالش‌های ناشی از سیلاب و تأثیر آن بر زمین و زندگی حیوانات اشاره می‌کند و در نهایت به وضعیت طبیعی زمین با اشاره به فراخی گیاهان و تنگی آب‌ها در زمان بارش می‌پردازد.