نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵ - صفت مناره امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

شکل مناره چو ستونی ز سنگ

از پی سقف فلک شیشه رنگ

آن که ز زر بر سرش افسرشده است

سنگ ز نزدیکی خور زر شده است

سنجر سنگین که ستون سپهر

آمده از مهر و شده هم به مهر

سنگ وی از بس که به خورشید شود

زو از خورشید عیاری نمود

از پی بررفتن هفت آسمان

کرد زمین تا به فلک نرد بان

گرد سرش کرد موذن چو گشت

قامتش از مسجد عیسی گذشت

موذنش آن جا که اقامت کشید

قامت موذن نتواند رسید

مسجد جامع ، زدرون ، چون بهشت

حوض ، زبیرون ، شده گوهر سرشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف مناره‌ای از سنگ می‌پردازد که به شکل ستونی بلند ساخته شده است. مناره از سنگی ساخته شده که به طلا شباهت دارد و نمای آن تحت تأثیر نور خورشید است. نویسنده با اشاره به سنجر، سنگین و استوار، به عظمت و زیبایی این مناره و نقش آن در آسمان اشاره می‌کند. همچنین اشاره می‌شود که صدای مؤذن از این مناره به گوش می‌رسد و قامت بلند آن از مسجدی که در آن قرار دارد، فراتر رفته است. در نهایت، مسجد بهشتی و حوض آن به گوهر تشبیه شده است که فضای دلپذیری ایجاد کرده است.