شمارهٔ ۳۶ - صفت حوض امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
در کمر سنگ میان دو کوه
آب گهر صفوة و دریا شکوه
ساخته سلطان سکندر صفات
در سد کوه ، آیینه ز آب حیات
شهر گر از وی نبود آب کش
کس نخورد، در همه شهر ، آب خوش
در نخورد آب وی اندر زمین
کی به زمین در خورد آبی چنین
نیم فلک هست به زیر زمین
چون تهش نیست زمین آن ببین
حوض نه گویم که حبابی ز نور
نور ، کزو دیدهٔ بد باد دور !
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به توصیف زیباییهای یک شهر و آبوهوای آن میپردازد. در کمر سنگی میان دو کوه، آبی زلال و درخشنده وجود دارد که یادآور شکوه دریا است. این آب توسط سلطان سکندر ساخته شده و در سدی از کوهها به شکل آیینهای است که به زندگی اشاره میکند. شهر بدون این آب نمیتواند زندگی کند و در کل پروسه طبیعی، آب نقش اساسی دارد. در نهایت، آب به عنوان یک منبع نور و حیات توصیف میشود که به دور از چشمان دیگران به طریقی جادویی عمل میکند.