نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵ - تجنیس امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

باش به کامم که به کام توام

زنده و نازنده به نام توام

حکمت و حکمش که ندارد زوال

هم ز خلل خالی و هم از خیال

بر در تو آمده‌ام شرمسار

از شر من در گذر و در گزار

اشتر پویندهٔ پولاد پای

کوه نما از تن کوهان نمای

ابر شده کوه بلند از شکوه

برق شده بر سر او تیغ کوه

آب معانی ز دلم زاد زود

آتش طبعم به قلم داد دود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به نام و مقام محبوبش اشاره می‌کند و از احساسات عمیق خود نسبت به او سخن می‌گوید. او خود را در وضعیت شرمندگی می‌بیند و از محبوب می‌خواهد که از نواقص او بگذرد. تصاویر زیبایی از طبیعت و نیروهای طبیعی به کار رفته است، مانند اشتر و کوه، که نماد قدرت و استقامت هستند. در نهایت، شاعر از احساساتش و زایش معانی در دلش می‌گوید که به قلمش نیز منتقل می‌شود.