شمارهٔ ۶۲ - ذوقا فیتین امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
تن ز غنیمت به هزیمت سپرد
بردن جان را به غنیمت شمرد
چرخ ز بیداد عنان تافته
مملکت از ظلم امان یافته
چنگ نوا زن به هوا سر کشید
چنگ نوا زنده نوا بر کشید
خوشهٔ چرخ از علف خانه خیز
بهر عروسان سحر دانه ریز
اتش از آن جا که به دل جای کرد
دود برآمد ز نفس های سرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از وضعیت ظلم و بیعدالتی سخن میگوید که مردم را به سرسپردگی و هزیمت واداشته است. او از نجات مملکت از ستم و بیداد سخن میگوید و به نشاط و شادی ناشی از این آزادی اشاره میکند. نوای چنگ و موسیقی به شادی و زندگی دوباره جامعه اشاره دارد و همچنین به خاطر عشق و زیبایی در زندگی، دانههای عشق به عروسان سحر میریزد. در نهایت، شاعر میگوید که آتش درد و رنج، بر دلها نشسته و از آن دود سردی برمیخیزد.