بخش ۲ - در علو مقام انسان امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / مطلعالانوار / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ای ز ازل گوهر پاک آمده
گوهر تو زیور خاک آمده
چنبر نه چرخ بسی بیخت خاک
تا تو برون آمدی ای در پاک
آن خلفی تو که ز روز نخست
کون به مهمانی شش روز تست
خود ز پدر گر چه کنون آمدی
با پدر از حجله برون آمدی
دفتر معنی تو ز بر خواندهٔ
تختهٔ اسما ز پدر خواندهٔ
عرصهٔ عالم به مسافت تراست
دولت آدم به خلافت تراست
نعل دگرگون زده اسپت به طعن
بر رخ ابلیس شده داغ لعن
چرخ و زمین امر قضایت نبشت
لوح و قلم سر هدایت نبشت
حبل ورید تو فکنده بلند
در شرف کنگر الله کمند
نور تو هنگامهٔ انجم شکست
دست تو تسبیح ملایک گسست
جان و جهان همه عالم تویی
وانچه نگنجد به جهان هم تویی
هفت در از گوهر تیغ تو زنگ
نه کمر از دور میان تو تنگ
گنج خدا را تو کلید آمدی
نز پی بازیچه پدید آمدی
چرخ که از گوهر احسانت ساخت
آیینهٔ صورت رحمانت ساخت
آینه زینگونه که داری بچنگ
آه و هزار آه که داری به زنگ
ور تو همان آب و گلی در سرشت
پخته شو از مایهٔ گلخن چو خشت
مرتبهای جو که برانی به ماه
کس نخورد شربت باران ز چاه
بس که مه تو ره بالا گزید
اول ذوالنون شد و پس بایزید
هیچ کسی ره سوی بالا نیافت
تا قدم از همت والا نیافت
برنروی یک قدم از جای خویش
تا ننهی بر دو جهان پای خویش
دیدهٔ اندیشه فلک بیز دار
رخنه مبین پیک نظر تیز دار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف مقام و جایگاه انسان و ارتباط او با خدا میپردازد. شاعر از پاکی و اصل وجودی انسان میگوید که از ازل برآمده و به دنیا آمده است. او به عنوان مخلوق برتر، به تجلیل از مقام خود و نقش مهمش در هستی اشاره میکند. شاعر تاکید دارد که انسان، کلید گنج خداست و به دلیل وجودش، عالم و آدم به خلافت او متکی هستند. او همچنین بر عظمت نور و روح انسان و قدرت او در هدایت و تغییر عالم اشاره میکند و در نهایت، بر اهمیت اراده و همت انسان برای بالا رفتن از مراحل عالی وجود تاکید میکند.