نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ - گلخنی و آتش عشق امیرخسرو دهلوی

امیرخسرو دهلوی / مطلع‌الانوار / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

گلخنی کرد به شاهی نگاه

رفت دلش در خم گیسوی شاه

شه چو به گرما به رسیدی فراز

سوخته برویش برابر نماز

در رخ شه دیدی و بگریستی

گاه به مردی و گهی زیستی

شاه در و دید و دریافتی

در دل از آن سوز اثر یافتی

کردی از آن گریهٔ دزدیده جوش

خندهٔ دزدیده نهفتی بنوش

روزی از آن غم که غانش گرفت

جذبهٔ عاشق رگ جانش گرفت

رخش ز گرما به دگر سوی تافت

گرم سوی گلخنی خود شتافت

گلخنی سوخته کان سوی دید

تاب نیاورد چو آن روی دید

او شده زان سوی به نظاره غرق

سوی دگر شعله گرفتش چو برق

سوخت ز تن نیمی و برخاست دود

او به تماشا ز خود آگه نبود

سوختنش دید چو معشوق خام

تا به دود سوخته بود او تمام

ای که بمیری ز تف یک شرار

لاف چو خسرو مزن از عشق یار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این قطعه، شعف و شعله عشق را به تصویر می‌کشد. او به معشوقه‌ای اشاره می‌کند که وقتی به شاه نگاه می‌کند، دلش در خم گیسوی او می‌افتد. شاه نیز در حین نماز به گرما دچار می‌شود و زیبایی‌اش باعث اشک و گریه عاشق می‌گردد. این احساسات موجب می‌شود که عاشق از شوق و عشق در آتش غم بسوزد و تماشا کند. در نهایت، او در این عشق و شوق به شدت می‌سوزد و درک می‌کند که چگونه عشق می‌تواند وجود آدمی را فرا بگیرد و او را به حالت جنون درآورد. شاعر با استفاده از تصاویری بیان می‌کند که عشق، حتی اگر سوزاننده باشد، زیبا و قدرت‌مند است.