بخش ۳ - وصف سخن امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی / مطلعالانوار / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
هر چه درین چره کهن ساختند
قالبی از بهر سخن ساختند
لیک نیفتاد به روی ز می
قالب این سکه به از آدمی
زنده به جز آدمیان نیست کس
کادمی از ناطقه زنده است و بس
پس چو چنین است سخن جان ماست
وانکه بد و زنده بود زان ماست
این خرد و نطق که زان تواند
هر دو به هم شیرهٔ جان تواند
گر به خرد گنج نهان دادهاند
لیک کلیدش به زبان دادهاند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به اهمیت انسان و سخن میپردازد. او میگوید که هر آنچه در گذشته ساخته شده، تنها قالبی است برای بیان سخن. اما قالب انسان از همه چیز برتر است. تنها افرادی زنده و با فکر هستند که میتوانند سخن بگویند و این سخن جان آنها را میسازد. همچنین اشاره میکند که عقل و نطق دو جنبه مهم انسانی هستند که با هم پیوند دارند. گنجهای نهانی در عقل وجود دارد، اما فقط زبانی است که میتواند به آنها دسترسی پیدا کند.