نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۶ کوهی

کوهی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

او در اعیان ثابت و اعیان در او

هست این آئینه را یک پشت و رو

غیر هستی نیستی باشد بلی

کل شیئی هالک الا وجه هو

دیدم او را هم بچشم او عیان

چون بخون دیده کردم شست و شو

راز خود با خویشتن گوید مدام

از زبان این و آن با گفتگو

دید کوهی ذات شارح را بذات

چون گذشت از اعتبار این و او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم وجود و عدم اشاره دارد و به تبیین رابطه بین "هستی" و "نیستی" می‌پردازد. در اینجا اشاره می‌شود که وجود یک حقیقت عمیق‌تر دارد و در این حقیقت، همه چیز فناپذیر است جز وجه الهی. شاعر با چشمی که حقیقت را می‌بیند، رازهای درونی خود را در گفت‌وگو با خویش می‌یابد. او همچنین به ذات و وجود خداوند اشاره می‌کند که فراتر از تفکیک‌های انسانی است و در نهایت به وحدت وجود می‌رسد.