شمارهٔ ۵۴ - به شاهد لغت زاج سور، بمعنی مهمانی و سوری که در حین زادن زن کنند لبیبی
لبیبی / ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خزاین تهی شد در آن زاج سور
درونها پر آمد ز عیش و سرور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در دوران زاج سور، خزانهها خالی شد و درونها پر از شادی و خوشی گردید.