شمارهٔ ۶۵ - به شاهد لغت غلغلیج، بمعنی دغدغه یعنی آنکه پهلوی کسی را یا زیر کش بر انگشت بکاوی و بجنبانی تا بخندد لبیبی
لبیبی / ابیات پراکنده در لغت نامه اسدی و مجمع الفرس سروری و فرهنگ جهانگیری و رشیدی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چو بینی آن خر بدبخت را ملامت نیست
که بر سکیزد چون من فرو سپوزم بیش
چنان بدانم من جای غلغلیجگهش
کجا بمالش اول فتد بخنده خریش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خر بدبختی اشاره میکند که به خاطر وضعیتش ملامت نمیشود. او به این فکر میکند که هرچند خود او هم در شرایط سختی قرار دارد، اما میداند که خر چگونه با مشکلاتش مقابله میکند و در نهایت بر مشکلاتش غلبه پیدا میکند. شاعر به نوعی در تلاش است تا از طریق این مثال، به مفهومی از پذیرش مشکلات و ادامه دادن اشاره کند.