نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمس مغربی

شمس مغربی / فهلویات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

هنو گیتی نبد اج نیستی هست

که بر یان و دلم چویان سرمست

نبد اج یان و دل نام و نشانی

کوا یان من اویان عهد می‌بست

در آن عهدین که اویان بسته با من

من اج اویان پیمان هیجه نشکست

نبد دستی و دامانی به گیتی

که من نِج ناد دامان‌ هاژَرَه دست

من اج اویان کوا اهنامم آورد

نَه اُم چهنام آمَن به خویشه ببست

مهر اج مهروانان میشه خوش بی

نیجه رو، مهروانی کَستَه بی‌ کَست!

نه امروجی چِه ما پیوند  دَ ناد

نه امرو اج دو گیتی دل چِِه ما رست

چِه ما دل اج کهان آن روژه ببْرَر

اما دَناد یان آن روژه پیوست

چو خویشم مغربی آن روزه وَر خاست

کوا اویان دمی وی خویشه بنشست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بررسی مفهوم عشق و پیوند عاطفی بین دو فرد می‌پردازد. شاعر به یادآوری زمانی می‌پردازد که با معشوق خود پیمانی بسته و بر دوستی و محبت تأکید می‌کند. او از ناپایداری دنیا و عشق‌های ظاهری سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که عشق حقیقی و پیمان‌های واقعی هیچ‌گاه شکسته نمی‌شوند. در انتها، شاعر به احساسات و دلتنگی‌های خود اشاره کرده و از دوری و جدایی صحبت می‌کند. این شعر، تجلی عشق عمیق و وفاداری است که در برابر چالش‌های زندگی پابرجاست.