شمارهٔ ۳ مهستی گنجوی
مهستی گنجوی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
طفل اشکم مدام در نظر است
چه توان کرد، پارهٔ جگر است
میرود یار و مدعی از پی
خوب و زشت زمانه در گذر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از احساس دلتنگی و غم خود نسبت به کودک معصوم و بیگناهی صحبت میکند که همیشه در فکرش حاضر است. او از جدایی و دوری یاری که دوستش دارد، ناتوان است و به گذر زمان که زیباییها و زشتیها را به همراه دارد، اشاره میکند.