نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰ - در صفت معشوق ملا مسیح

ملا مسیح پانی‌پتی / رام و سیتا / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

سخن معشوقۀ عاشق مزاج است

سخن نا دردمندان را علاج است

خزانی نیست گلزار سخن را

بهار جان پرستار این چمن را

خدا را کس به چشم خود ندیدست

ز پیغمبر سخن هرکس شنیدست

سخن گر یک قدم ماندی ز خود پس

خدا و مصطفی نشناختی کس

سخن گر نیست آب زندگانی

چرا بخشد حیات جاودانی

سخن فرق است ز انسان تا به حیوان

که باشد بی زبان حیوان ز انسان

سخن خوش حلّه است از باغ رضوان

که حور مدعا ی اوست عریان

سخن جاوید دارد در جهان نام

سخن شد توأمان با وحی و الهام

محیط عقل را آب گهر اوست

مزاج روح را طعم شکر اوست

دهد او باغ دانش را گلِ تر

عروس نغمه را او بست زیور

سخن بود آنکه با موسی به شب بود

سخن بود آنکه عیسی را به لب بود

سخن را عاشق آمد هر که مخلوق

چه حس است اینکه شدمعشوقِ معشوق

ز چندین گفتگو کاندر جهان خاست

سخن مقصود شد، باقی سخنهاست

سخن را دوست دارد دشمن و دوست

که تخم دوستی و دشمنی اوست

نماید رنگ خشم و مهربانی

به دست اوست مرگ و زندگانی

گهی گوید پیام آشنائی

گه از صد تیغ نپذیرد جدائی

گهی برّد دل از دل آن چنان پاک

که بعد از مرگ نامیزد بهم خاک

سخن بس شاخ طوبی وار دارد

که هر شاخش هزاران بار دارد

سخن شد چون معانی ختم بر هند

که طوطی و شکر خیزند در هند

مرا هم چون سخن هند است م اوا

که هم در هم صدف خیزد ز دریا

دلم را با خرد شد چون سر و کار

زبانم را سخن باشد پرستار

زمین هند گلگشت معانی

سوادش رشک آب زندگانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به اهمیت و زیبایی "سخن" اشاره دارد و آن را به عنوان مظهر عشق، زندگی و ارتباط انسان‌ها با خداوند و یکدیگر می‌داند. سخن به مثابه یک داروی روحی برای دردها و غم‌های بشری است و به نوعی زندگی جاویدان را به انسان می‌دهد. در اینجا سخن را از حیوانات که بی‌زبان هستند، متمایز می‌کند و آن را نشانه‌ی شخصیت انسانی می‌داند. همچنین سخن را به باغی پر از گل‌هایی که به دانش و معرفت می‌انجامد تشبیه می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که سخن می‌تواند نشان‌دهنده‌ی عشق و دوستی یا خشم و جدایی باشد. در نهایت، تأکید می‌شود که سخن همواره در خدمت بشریت و موجب فهم عمیق‌تری از معنای زندگی است.