رام و سیتا — ملا مسیح
فهرست شعرها
- بخش ۵ - ایضاً فی نعت — مهین پیغمبری از نسل آدم
- بخش ۶ - حکایت بر سبیل تمثیل — به چشم خویش دیدم عاشق مست
- بخش ۸ - در بیان اوصاف پیر خود — سعادت نامۀ اختر بلندی
- بخش ۷ - در صفت شب معراج — شبی سرمایۀ اقبال جاوید
- بخش ۴ - فی نعت سرور کائنات صلی الله علیه و آله و سلم — دل از عشق محمد ریش دارم
- بخش ۳ - ایضا فی مناجات — به نام ساقی دور پیاپی
- بخش ۱ - مناجات — خداوندا ز جام عشق کن مست
- بخش ۲ - فی مناجات — به هستی دیده چون نگشوده بودم
- بخش ۱۰ - در صفت معشوق — سخن معشوقۀ عاشق مزاج است
- بخش ۱۶ - اندر احوال طفولیت رام — چو ماه رام را پرتو عیان شد
- بخش ۱۱ - در صفت ملک هندوستان — ز من عشق است هندستان زمین را
- بخش ۱۲ - در مذمت حساد — در افکندم به میدان گوی دعوی
- بخش ۱۳ - در حسب حال خود — اگرچه خاطرم دریای رازست
- بخش ۱۴ - آغاز داستان رام و سیتا — شکر گفتارِ این شیرین فسانه
- بخش ۹ - در مدح نورالدین جهانگیر پادشاه — جهان نو زنده گشت از حسن تدبیر
- بخش ۱۵ - مشورت کردن راجه جسرت برای اولاد با وزیران — شبی از دور بینی خلوت آراست
- بخش ۱۸ - رخصت شدن بسوامتر زاهد از راجه جسرت و بردن رام را همراه خود — چو بسوامتر رخصت شد ز جسرت
- بخش ۲۰ - رفتن رام به ملک مالوه که نزد صوبۀ اود است — به عزم مالوه بس راه پیمود
- بخش ۲۳ - رفتن رام در شهر ترهت همراه بسوامتر و کشیدن کمان در سینمبر و دادن راجه جنک دختر خود را سیتا به کدخدایی رام — ز ره رفتن زمانی نارمیدند
- بخش ۲۴ - آمدن راجه جسرت از شهر اوده در ترهت به جهت کدخدائی رام — دل جسرت به غایت شادمان شد
- بخش ۲۱ - در بیان کشتن رام دیوان را و خلاص کردن زاهدان را از آفتشان — به تخت آسمان چون شاه خاور
- بخش ۱۷ - آمدن بسوامتر زاهد برای طلب رام پیش راجه جسرت و بردن رام را — درآمد ناگه ا ز در حاجبِ بار
- بخش ۲۲ - گفتن بسوامتر زاهد حقیقت سیتا با رام و رفتن رام همراه بسوامتر در ترهت — جوابش داد اندر شهر ترهت
- بخش ۱۹ - پرسیدن رام از بسوامتر حقیقت گنگ که چگونه از آسمان بر زمین آمده و جواب دادن او — ز دانش داد زاهد پاسخ رام
- بخش ۳۲ - رخصت کردن رام برت را با کفش چوبین و تعریف سلوک پادشاهی او — برت آن کفش چوبین بست بر سر
- بخش ۳۰ - در بیان وفات کردن راجه جسرت در فراق رام — چو پیش آمد بران رای خردمند
- بخش ۲۹ - غسل کردن سیتا در دل آب گنگ — چو قصد غسل کرد آن سرو گلرنگ
- بخش ۲۵ - رخصت شدن راجه جسرت از جنک و ملاقات کردن پرسرام در راه — مهیا آمد از بهر سواری
- بخش ۲۶ - آوردن رام سیتا را در اوده و به خانۀ خود نشستن با یکدیگر — سعادت هر که را شد سایه گستر
- بخش ۳۱ - مشورت کردن وزیران با برت به جهت جلوس او و منع کردن برت وزیران را و آمدن در چترکوت به جهت آوردن رام و انکار کردن رام از ملک — به پایان چون رسید ایام ماتم
- بخش ۲۸ - اخراج کردن جسرت رام را و روان شدن رام و سیتا و لچمن به صحرای چترکوت — سحر چون ماند بر سر شاه چین تاج
- بخش ۲۷ - مصلحت کردن راجه جسرت با وزیران به جهت جلوس رام بر تخت شاهی و حیله انگیختن مادر برت برای اخراج رام — چو جسرت در اود بنشست دلشاد
- بخش ۳۵ - خلاصی یافتن اهلیا زن گوتم که به دعای شوهر سنگ شده بود از قدم مبارک رام — چنین تا بر در دیری رسیدند
- بخش ۳۶ - کور کردن رام یک پسر اندر را که به صورت زاغ سیتا را رنجانیده بود — شکار آورد روزی آن ظفرکیش
- بخش ۳۸ - رفتن رام بدیدن ستیچن زاهد و پرسیدن خبر ستارهٔ سهیل — خرامان آن دو سرو از گشت گلشن
- بخش ۳۷ - دیدن حوض پر آب و نیلوفر و چیدن گلها رام و سیتا با یکدیگر — جهانگیر فلک با روی روشن
- بخش ۳۳ - رفتن رام از چترکوت به صحرای اتره زاهد و دیدن سیتا زن او را و فرود آمدن حله ها از عالم بالا برای سیتا به دعای زن زاهد — چو سیاحان به عزم جای دیگر
- بخش ۳۹ - ملاقات رام با سهیل وقت برگذشتن سهیل از آسمان به زمین — چو مژده یافت زان اقبال جمشید
- بخش ۳۴ - رفتن رام در منزل سرسکه بر بتک زاهد و دیدن اندر را در آنجا و رفتن زاهد به عالم بالا — بهر جا کش سراغ عابدی یافت
- بخش ۴۰ - رخصت شدن رام از سهیل زاهد — چو رام از خدمت آن نیکنامان
- بخش ۴۱ - کشته شدن خرد و وتراسرا نیز و چهارده هزار دیو از دست رام — غریوان بر ارابه خر به پیکار
- بخش ۴۲ - داد خواه شدن سرب نکا پیش راون در شهر لنکا — به لنکا شاه دیوان بود راو ن
- بخش ۴۳ - بیان کردن سرپ نکا، حسنِ سیتا را برای راون و عاشق شدن راون — سهی سروی ز رحمت آفریده
- بخش ۴۷ - دیدن راون سیتا را و بردن سیتا به زور — چو لچمن رفت، راون وقت آن یافت
- بخش ۴۴ - آمدن راون در منزل ماریچ دیو و منع کردن ماریچ راون را از دشمنی رام — نماندش اختیار از بی قراری
- بخش ۴۵ - برآمدن سیتا برای گل چیدن و دیدن او آهوی زرین را و فرستادن رام را برای شکار آهوی زرین — به گل چیدن برآمد ناگهان حور
- بخش ۴۶ - رفتن رام به شکار آهو و فرستادن سیتا، لچمن را برای خبر رام خواه ناخواه — همی رفت آهوی زرین جهیده
- بخش ۴۸ - جنگ کردن جتایو با راون و کشته شدن جتایو به دست او و بردن او سیتا را به لنکا — به بی رویی کشان می بردش از مو
- بخش ۵۲ - دیدن رام ماه را و پنداشتن سیتا و مخاطب کردن او — چو باز آمد به خود لختی شبانگاه
- بخش ۵۶ - آمدن رام در کوه رک مونک — چو در رک مونک کوه آن کوه تمکین
- بخش ۵۰ - دیدن رام جتایو کرگس را و خبر یافتن از سیتا — به ناگه رفت در دامان کوهی
- بخش ۵۱ - دیدن رام نقش پای راون و نقش پای سیتا را — در آن نزدیک نقش پای ده سر
- بخش ۵۳ - روان شدن رام خبر گرفتن سیتا را و ملاقات شدن با کیندها دیو و یافتن خبر سیتا — چو روزی چند در صحرا قدم زد
- بخش ۵۵ - جای دادن راون سیتا را در باغ اسلوک بن — موکل بر پری زن دیوکی چند
- بخش ۵۴ - در بیان احوال سیتا — ز سوز رام تا طبعم سخن راند
- بخش ۴۹ - برگشتن رام از شکار و دیدن او در راه لچمن را و خبردار شدن از حال و بیتاب شدن رام و جستجو کردن لچمن سیتا را — چو رام از کشتن آهوی زرین
- بخش ۵۸ - آمدن رام بالای قلعۀ کوه و ملاقات کردن با سگریو به میانجی هنومنت — چو در رکه مونک آمد رام دلخون
- بخش ۶۴ - فرستادن رام لچمن را برای آوردن سگریو — چو شاهنشاه چین از غایت کین
- بخش ۶۰ - بیان کردن سگریو زور بال را — ز زور بال گویم با تو یک حرف
- بخش ۵۹ - گفتن سگریو حقیقت منازعت بال را با رام — که دیوی بود مایاوی ملنگی
- بخش ۶۳ - در صفت ماهتابی — شبی چون جِیب صبح، آبستن نور
- بخش ۵۷ - آمدن فصل بهار — چو یک چندی گذشت از روزگاران
- بخش ۶۱ - کشته شدن بال از دست رام و راضی شدن سگریو و انگد و رام — ز غار آخر بر آمد بال دلتنگ
- بخش ۶۲ - در صفت فصل بهار برسات و فراق رام — هوای عشق آمد فصل برسات
- بخش ۷۰ - رخصت شدن هنونت از انگد که از دریا بجهد — پی رخصت به پای انگد افتاد
- بخش ۶۹ - در صفت پیدایش هنونت — شنو اح وال خود ز آغاز و انجام
- بخش ۶۶ - روان شدن هنونت با جمع میمونان و رفتن در غار و یافتن سوم برتهارا — کهن تاریخدان عشق نامه
- بخش ۶۵ - آمدن سگریو با لشکر خویش و فرستادن کسان خود هرچهار طرف از برای خبر سیتا — به جاسوسیِ حال آن پری زاد
- بخش ۶۷ - ملاقات با سنپات کرگس و همراه دادن پسر خود را به سپارش رام — قضا را کرگسی بود اندران کوه
- بخش ۶۸ - جمع آمدن میمونان که از دریاچۀ طور بگذرند — چو مهر از قعر این دریای اندوه
- بخش ۷۱ - روان شدن هنونت برای خبر گرفتن سیتا — چو ابروی هلال از وسمه گون طاق
- بخش ۷۲ - دیدن هنونت سیتا را و آمدن راون به دیدن سیتا و جاسوسی گرفتن — هلال آسا صنم را دید از دور
- بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونت — یک اسپه تاخت اندرجت به میدان
- بخش ۷۹ - دیدن راون لشکر رام را به بالای قصر و عتاب کردن وزیران خود را — ز قصر خویش راون در نظاره
- بخش ۷۴ - رخصت شدن هنونت از سیتا — هنون رخصت شد و کرده زمین بوس
- بخش ۷۸ - انداختن اندرجت کمند را که برمها داده بود — کمندی داشت اندرجت عدو گیر
- بخش ۷۶ - جنگ کردن پسر راون با هنونت و کشته شدن او به دست هنونت — اجازت داد پور خرد خود را
- بخش ۸۰ - نمودن راون طلسم رام را به سیتا جهت فریب دادن او و زاری کردن سیتا و دلاسا دادن ترجنا او را — به افسون ساز دیوی داد پیغام
- بخش ۷۳ - دادن هنونت انگشتری رام را به سیتا و فرستادن سیتا لعل خود برای تسلّی خاطر رام — چو روشن گشت شب را جان تاریک
- بخش ۷۵ - رخصت شدن هونت از سیتا و جنگ کردن با دیوان — هنون چون رفت گام چند از پیش
- بخش ۸۳ - جنگ هنومان با پیلان — درآن میدان هنومان دلاور
- بخش ۸۲ - جنگ خرسان با دیوان — ز خرسان رای عفریتان تبه شد
- بخش ۸۸ - تسلّی دادن هنونت سپاه بیدل را — چو رام از تیر جادو گشت مجروح
- بخش ۸۷ - تسلّی دادن ترجتا سیتا را — چو سیتا بر هلاک خود برآشفت
- بخش ۸۶ - دیدن سیتا رام را به میدان — نظاره کرد ماه از بام افلاک
- بخش ۸۵ - جنگ کردن اندرجیت از رام و لچمن و بیهوش شدن رام و لچمن — چو حال لشکر دیوان تبه دید
- بخش ۸۴ - جنگ رام و لچمن با دیوان — هم ه روز از فروغ صبح تا شام
- بخش ۸۱ - فرستادن راون سک و سارن دیوان را به جاسوسی لشکر رام و حقیقت شنیدن لشکر رام را از آن جاسوس و قلعه بندی کردن راون — چو راون، روز کاخ ماه برتافت
- بخش ۹۳ - جنگ رام با راون و بیهوش شدن راون به زخم تیر رام و گریزاندن بهلبان رت راون در قلعۀ لنکا — برادر را به میدان چون زبون دید
- بخش ۹۴ - آمدن هنونت به کوه شمالی و جنگ کردن او با دیوان و کشته شدن سیصد هزار دیوان از دست هنونت — شنید این حرف هنونت نکونام
- بخش ۹۲ - بر آمدن راون به جنگ صف و خسته شدن لچمن به زخم تیر راون — چو در لنکا ز مرگ او خبر شد
- بخش ۹۵ - بیدار کردن کنب کرن برادر خود را از خواب برای جنگ رام و بیدار شدن کنب کرن — کمر بشکست راون را ز اندوه
- بخش ۹۱ - جنگ شدن لچمن به اندرجیت و کشته شدن اندرجیت از دست لچمن — به لچمن گفت با گردان لشکر
- بخش ۸۹ - هراسان نشدن ببیکن و رضای رخصت دادن سپاه را — به رفتن ها خوش و ناخوش رضا داد
- بخش ۹۰ - خبردادن هنونت رام که سیتا را اندرجیت کشت و بیتاب شدن رام و دلاسا دادن ببیکن — چو آن غم نامه بر عاشق فرو خواند
- بخش ۹۶ - پند دادن کنب کرن راون را و اعراض شدن راون از او — زمین بوسید و گقت ای شاه دیوان
- بخش ۹۹ - جنگ رام با راون و کشته شدن راون به دست رام به تیرهای هلاهل که سهیل داده بود — سحر کز تیغ خورشید ظفر کوش
- بخش ۱۰۴ - نشستن رام بر تخت پرّان و رخصت شدن از دریا و رفتن در شهر اَود — دلش عزم وطن کرد از سر و جان
- بخش ۱۰۱ - پادشاهی دادن رام ببیکن را و رفتن در شهر لنکا — چنین گویند روز فتح لنکا
- بخش ۹۸ - خلاص کردن خود را شاه میمون از بند کنب کرن و کشته شدن کنب کرن به دست رام از زخم تیر — به میدان بازگشته دیو خونخوار
- بخش ۱۰۳ - در آتش انداختن رام سیتا را جهت امتحان پاکی او و سلامت بر آمدن او — کشید از دل بس آهی آتش اندود
- بخش ۱۰۰ - آوردن دمودری زن راون سیتا را — چو راون کشته گشت و فتح لنکا
- بخش ۱۰۲ - آمدن اندر با دیوته های هر سه لوک به مبارکبادی رام — چو رام از فتح لنکا دل بپرداخت
- بخش ۹۷ - جنگ کردن کنب کرن با هنومان و خوردن چندین هزار میمونان را و جنگ کردن میمونان با کنب کرن — چو عزم رزم گشته در دلش جزم
- بخش ۱۱۰ - اخراج کردن رام سیتا را و رها کردن لچمن او را در بیابان — به سیتا گفت لچمن با دل تنگ
- بخش ۱۰۵ - آمدن رام در شهر و دیدن برادران و شادی کردن رام و جلوس او بر تخت پدر خود — جهان بشکفت از شادی چو گلبن
- بخش ۱۰۷ - حسد بردن خواهر رام بر سیتا و فریب دادن او سیتا را — شنیدم کز حسد با آن گل اندام
- بخش ۱۰۶ - بیان صحبت شدن رام با سیتا — خوش آن هجران که از داغ جدایی
- بخش ۱۱۲ - زاییدن سیتا پسر در خانۀ بالمیک زاهد — یکی زاهد در آنجا داشت ماوا
- بخش ۱۰۹ - رفتن لچمن در شهر بفرمودهٔ رام و دیدن او گازر را که با زن در جنگ بود و باز آمدن لچمن گفتن تمام ماجرا را — قضا را گازری با عقل و فرهنگ
- بخش ۱۱۱ - حیران شدن سیتا در بیابان و سراسیمه شدن او و با گریه و زاری در آمدن — به تنهایی بت خونبار بگریست
- بخش ۱۰۸ - در وصف شب تیره و جاسوسی گرفتن رام از افواه مردم شهر در باب پاکی سیتا — شبی تیره چو دود آه عشّاق
- بخش ۱۱۵ - بیان فراق رام — چو رام غافل از سیتا جدا ماند
- بخش ۱۱۴ - منع کردن زاهد لو و کش را از ریاضت بسیار و دادن او کمانها به دست ایشان و دعا کردن او در حق ایشان — که فرزندان ! شما شهزادگانید
- بخش ۱۱۶ - بنیاد کردن جگ و رها کردن رام اسب جگ اسمید را به اطراف عالم — سحرگاه از شبستان همچو خورشید
- بخش ۱۱۳ - پیدایش کش از کاه پشته به دعای عابد — سحرگاهی خلاف عادت آن ماه
- بخش ۱۲۰ - آشتی افکندن زاهد میان رام و سیتا — دگر ره رام اندر زاری افتاد
- بخش ۱۱۷ - جنگ لچمن با لو و کش و خسته شدن لچمن به دست ایشان — ز شوخیهای آن دو طفل بی باک
- بخش ۱۱۸ - جنگ رام با لو و کش و خسته شدن رام از دست ایشان — ز جا شیری فلک فرسای جنبید
- بخش ۱۱۹ - آمدن رام پیش سیتا و در بستن سیتا بر رام و زاری شروع کردن رام — صنم را آگهی داد او از آن پیش
- بخش ۱۲۲ - رفتن رام به عالم بالا و تمام شدن قصۀ راماین — چو شد نومید رام از وصلِ جانان
- بخش ۱۲۱ - فرو رفتن سیتا در زمین و همکلام بودن با رام — گریبان زمین شد ناگهان چاک