نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - در صفت ملک هندوستان ملا مسیح

ملا مسیح پانی‌پتی / رام و سیتا / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ز من عشق است هندستان زمین را

که عشق آنجاست مذهب کفر و دین را

گلستان گل جاوید عشق است

که صاحب طالعش خورشید عشق است

محبت آفتاب و برج شیر است

هوایش هم از این رو گرمسیر است

بهشتی کشوری از جان سرشته

درو حسن و وفا حور و فرشته

محبت را به رضوانی نشانده

به در تشویش دربانی نمانده

خس و خاشاک او ازعشق مست است

در و دیوار او عاشق پرست است

نروید زین زمین برگ گیاهی

که نبود میل او با کهربایی

اثر بین کز جمادات است آهن

به جذب سنگ چون در می دهد تن

به هفت اقلیم از عشّ اق دلریش

نمیرد کس به مرگ دلبر خویش

ندارد هیچ کس بیش از دو کس یاد

که کس جان داد جز مجنون و فرهاد

درین کشور عروس نارسیده

ز جفت خود همی نامی شنیده

به مرگش لب نجنباند سخن را

نسازد تا نسوزد خویشتن را

زن است و می کند کار جوان مرد

کزو هنگامۀ پروانه شد سرد

به مردن عاشقان بی اختیارند

ولی معشوق اینجا جان سپارند

چو سوزد آبگین در آتش هوم

کجا باشد شمار سوزش موم

همی بینم بسی هندی نژادان

که خود را بر صنم سازند قربان

رواج عشق کفر خود فزایند

به جان دادن جوانمردی نمایند

به نام حق کسی کم زرفشاند

خوش آن همت که بر بت سرفشاند

درین صحرا بسی مرغ اند آزاد

کز ایشان چون یکی شد صید صیاد

نپرّد جفت او، نی برک نَد دل

شود خود نیز تا با جفت بسمل

به آب عشق، خاک هند تر شد

چه جای آدمی مرغان اثر شد

ببین جامک به عشق آب باران

ننو شد گرچه باشد آب حیوان

وفا قربان این آب و هوا شد

که مرغ این چمن ماهی وفا شد

مرا باید ز هندوستان سخن گفت

که با عشق است خاک این زمین جفت

ازان گفتم حدیث رام و سیتا

نه این افسانه، تاریخ است اینجا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی‌های هندستان است. شاعر عشق را به عنوان یک نیروی قوی و بی‌نظیر توصیف می‌کند که در این سرزمین نهفته است. هندستان به عنوان سرزمین گل و عشق معرفی می‌شود که در آن محبت و وفا وجود دارد. عشق در اینجا به صورت آفتاب و برج درخشانی نمایان است و محیطش گرم و دلپذیر است. در این سرزمین ویژگی‌های بهشتی مشاهده می‌شود و افراد به عشق و محبوب خود پابند هستند. شعر به داستان‌های معروفی مانند عشق مجنون و لیلی و فرهاد اشاره می‌کند و عشق را از نوعی بی‌اختیاری و سرگشتگی توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر تاکید می‌کند که هندستان سرزمین عشق است و داستان‌های رام و سیتا نشان‌دهنده این واقعیت است.