بخش ۷۷ - فرستادن راون، اندرجت پسر بزرگ خود را به جنگ هنونت ملا مسیح
ملا مسیح پانیپتی / رام و سیتا / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
یک اسپه تاخت اندرجت به میدان
نکرده التفات فوج چندان
نخستین چون حریف خویش را دید
نکرده جنگ شرح حال پرسید
بگو نام و نشان خویش با ما
به پای خود اجل آوردت ای نجا
جوابش داد شیر اژدها زور
که خورشیدم چه پرسی موشک کور
اگر پنجه زنم در جیب افلاک
چو دامان دل عاشق کنم چاک
و گر چوگان کنم پای فلک مال
زمین غلطان شود چون گوی اطفال
به دریا گر نمایم کینه خواهی
ز بی آبی بمیرد تشنه ماهی
شود میزان بازویم چو طیار
به خشخاشی نسنجد کوه را بار
پی آن آمدم اکنون پس از دیر
که با راون زنم لنکا زبر زیر
بپیچیدند با هم آن دو تننین
زند بر هم چو کشتیهای سنگین
تو گویی کوه بر کوه گران خورد
و یا خود آسمان بر آسمان خورد
بسی مردی و کوششها نمودند
امید و بیم را در می گشودند
ز جنگش دیو را بس حیرت افزود
که آن شیر ژیان رویین تنی بود
نبودی ممکن از آتش گزندش
بر آن شد تا کند بند از کمندش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، دو قهرمان به میادان نبرد میروند. یکی از آنها که شجاعت و قدرت بسیاری دارد، به حریفش میگوید که نیازی به معرفی نیست و از وجودش چون خورشید آگاهی دارد. او به قدرتهای خود اشاره میکند که میتواند با پنجهاش آسمان را بشکافد یا زمین را بچرخاند. در ادامه، نبردی شدید بین این دو آغاز میشود که مانند دو کوه سنگین به هم میکوبند و هر دو به شدت تلاش میکنند. در این جنگ، دیو حیرت زده میشود زیرا یکی از قهرمانان، شیر اژدها است که هیچگونه آسیبی نمیبیند. او در تلاش است تا بندهای خود را از کمند دیو پاره کند. این نبرد نمایانگر قدرت و شجاعت قهرمانان و چالشهایی است که در جنگ با آن مواجه میشوند.