نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح سیف الدوله محمود مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای بقد برکشیده همچو سرو و کاشغر

ای رخ خوب تو همچون ماه و از وی خوبتر

این یکی ماه تمام آن ماه را مشکین عذار

و آن دگر سرو روان و آن سرو را زرین کمر

زلف تو چون مشک در مجمر به گاه سوختن

چشم تو چون نرگس اندر باغ در وقت سحر

آن یکی پرتاب و دارد مر مرا با پیچ و تاب

واندگر پر خواب و دارد مر مرا بی خواب و خور

دو رخت لاله ست و در وی توده بوینده مشک

دو لبت لعل است و در وی رسته سی و دو درر

قطره ای نوش است پنداری دهانت ای صنم

تارکی مویست پنداری میانت ای پسر

زان نیابی گر بخواهی از دل من جز نشان

زان نبینی گر بخواهی از تن من جز اثر

از وصال تو گشاید بر دلم درهای کام

وز صفات تو به بندد بر دلم راه فکر

این مرا شادان کند چون خدمت شاه جهان

و آن مرا حیران کند چون مدح شاه نامور

سیف دولت شاه محمود آنک سیف دولتش

همچو رای او ستوده دست و چو نامش مشتهر

آن بسان زهد سوی گنج رحمت ره نمای

وآن بسان عقل سوی علم و حکمت راهبر

زیر دست رای او شد رونق تابنده ملک

زیر پای قدر او شد تارک تابنده خور

این یکی اندر جهان خسروی کرده وطن

واندگر بر آسمان سروری کرده مقر

جاه و نامش در جهان گسترده و تابان شده

این یکی رخشنده خورشید آندگر تابان قمر

این همه گیتی گرفته چون ارادت بی گمان

وآن همه عالم رسیده همچو فکرت بی مگر

نیزه و تیرش به هنگام جدال بدسگال

این همه گردد قضا و وآن همه گردد قدر

این نیارامد مگر در جسم حاسد چون روان

وآن نیاساید مگر در چشم اعدا چون بصر

ماه شوال آمد ای شه سوی تو با عید جفت

هر دو گردند از سرور و از نشاطت بهره ور

این یکی آورد سوی تو نعیم و عز و ناز

و آن یکی آورد زی تو یمن و سعد کام و کر

مر خجسته باد عید و رفتن ماه صیام

باد ملکت بی زوال و باد تختت بی خطر

این یکی بادت به بخت و دولت عالی معین

و آن یکی بادت ز جور گنبد گردون سپر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری زیباست که به توصیف محبوب و ویژگی‌های او می‌پردازد. شاعر محبوبش را به مانند سرو و ماه توصیف می‌کند و زیبایی‌های او را با عناصر طبیعی مقایسه می‌کند. زلف و چشم محبوبش دلفریب است و تاثیر عمیقی بر روح او دارد. شاعر به حسرت و آرزوی وصال محبوبش اشاره می‌کند و احساس شادمانی و حیرانی که از این عشق ناشی می‌شود را توصیف می‌کند. در ادامه، شاعر به قدرت و عظمت پادشاهی اشاره کرده و آرزو می‌کند که برکت و خوشی در دوران پادشاهی او برقرار باشد. در نهایت، شاعر عید را تبریک می‌گوید و برای پادشاه آرزوی بخت بلند و امنیت می‌کند.