نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ - در ستایش محمود شاه مسعود سعد سلمان

مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاها، جهان‌شاهی و شاه جهانیا

در چشم جور و عدل پدید و نهانیا

بایسته تر به خسروی اندر ز دیده ای

شایسته تر به مملکت اندر زجانیا

عقل و روان به لطف نیابد همی تو را

گویی که عقل دیگر و دیگر روانیا

روشن به توست سنت و آیین خسروی

تازه به توست رسم و ره پهلوانیا

گر مذهب تناسخ اثبات گرددی

من گویمی تو بی شک نوشیروانیا

گویم مگر که صورت عقلی عیان شده

چون بنگرم به عقل و حقیقت همانیا

گویی صفات ایزدی اندر صفات توست

کایدون فزون ز وهم و برون از گمانیا

برنده نیازی گویی که دولتی

دارنده زمینی گویی زمانیا

با هر کسی چو با تن مهجور وصلتی

در هر دلی چو در دل مجرم امانیا

شاها نظام یابد هندوستان کنون

زان خنجر زدوده هندوستانیا

صاحبقران تو باشی و اینک خدایگان

دادت به دست خاتم صاحبقرانیا

تا مملکت بماند تو جاودان بمان

اندر میان مملکت جاودانیا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره ی ویژگی‌های یک پادشاه ایده‌آل و عدالت‌طلب صحبت می‌کند. شاعر می‌گوید که در نگاه به پادشاهی و فرمانروایی، بایسته‌تر و شایسته‌تر از پادشاهی که بر دل‌ها و جان‌ها حکومت کند، وجود ندارد. او به روشنی از سنن و آداب پادشاهی سخن می‌گوید و ویژگی‌هایی چون عقل و فضیلت را ستایش می‌کند. همچنین به نفوذ و عظمت پادشاه اشاره کرده و او را به نوشیروان، پادشاهی معروف به عدالت، تشبیه می‌کند. شاعر بیان می‌کند که صفات الهی در صفات این پادشاه نمایان است و پادشاهی که به عدالت و قدرت مشهور باشد، هرگز به نیازی دچار نخواهد شد. او به ضرورت پادشاهی در هندوستان نیز اشاره می‌کند و تصریح می‌کند که پادشاه باید برای ماندگاری مملکتش جاودانه باشد. در نهایت، شاعر از خدایگان و نعمت‌هایی که به پادشاه داده شده یاد می‌کند و بر این موضوع تأکید دارد که او باید مملکت را به خوبی اداره کند.