شمارهٔ ۲۴۶ - ای برادر نکو نگر به وجود مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خویش را در جهان علم کردن
هست بر خویشتن ستم کردن
تن به تیمار در هوس بستن
دل به اندیشه جای غم کردن
خشمگین بودن وز خشم خدای
بر تن بی خرد رقم کردن
دوستان را و زیر دستان را
به دل آورد و متهم کردن
دست با راستی زدن در کار
قامت راستی به خم کردن
دل و جان را همه طعام و شراب
نغمه و لحن زیر و بم کردن
از حرام و حلال جاهل وار
روز و شب خواسته به هم کردن
یاد ناکردن از سؤال و شمار
خانه پر زر و پر درم کردن
لقمه لقمه ز آتش دوزخ
اندین مردری شکم کردن
عمر ناپایدار چون شمنان
در پرستیدن صنم کردن
ای برادر نکونگر به وجود
سازد اندیشه عدم کردن
تن و جان در خصومتند و سزد
عقل را در میان حکم کردن
گوش بر لابنه به عجز چو نیست
مذهب مردمان نعم کردن
کرم از هیچ کس مجوی که نیست
عادت هیچ کس کرم کردن
با نصیبی که داری از روزی
ممکنت نیست هیچ ضم کردن
نیست از عقل گر بیندیشی
تکیه بر تیغ و بر قلم کردن
همه چاره کنی و نتوانی
چاره این شمرده دم کردن
نیست مسعود سعد باب خرد
دل ز کار جهان دژم کردن
رنج بر دل منه که گردون را
پیشه افزونی است و کم کردن
هر چه دانی بگوی از آنکه زبانت
خشک باشد به وقت نم کردن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به انتقاد از رفتارهای نادرست و ناپسند انسانها در جهان علم و زندگی اشاره دارد. شاعر بیان میکند که اگر انسان خود را در علم تربیت نکند و به خود ستم کند، در زندگی به تباهی میافتد. او به خشم، دشمنی و تجملگرایی که به دلایل پوچ ایجاد میشود، انتقاد میکند و به اهمیت راستگویی و اندیشه درست اشاره دارد. شاعر همچنین به وابستگی انسان به مادیات و غفلت از معنویات و امور واقعی اشاره دارد و بر این نکته تأکید میکند که در زندگی اگر به درستی بیندیشیم و درست عمل کنیم، میتوانیم از رنج و اندوه دور شویم. پیام کلی این شعر دعوت به تفکر عمیق، راستی، و توجه به جنبههای معنوی زندگی است.