شمارهٔ ۲۷ - در مدیح مسعود سعد سلمان
مسعود سعد سلمان / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
دل از دولت همیشه شاد بادت
که ما شادیم تا بینیم شادت
تو آنی کز خرد چیزی نماندست
درین گیتی که آن ایزد ندادت
ستوده سیرت و پاکیزه طبعت
گزیده فعلت و نیکو نهادت
چو چرخ عالی از رتبت محلت
چو آب صافی از پاکی نژادت
زمین پیراسته است از تیغ تیزت
جهان آراسته است از دست رادت
میان بندگی اقبال بستت
زبان محمدت دولت گشادت
به خدمت بخت هم زانو نشستت
به حرمت فتح در پیش ایستادت
همی تازه شود عالم به نامت
همی باده خورد دولت به یادت
هنرمندی ز تو نادر نباشد
چو ملک شاه باشد اوستادت
همایون باد بر تو عید و هر روز
که از گردون بر آید عید بادت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش شخصیتی بزرگ و شاداب میپردازد و از خوشبختی و سعادت او سخن میگوید. او میگوید دل شادانی برای این شخصیت آرزو میکند و تأکید میکند که وجود او باعث شادمانی دیگران است. خصائص نیکوی او همچون سیرت خوب، طبیعت پاک و رفتار پسندیدهاش مورد ستایش قرار میگیرد. شاعر با زبانی شعرآمیز، او را به عنوان فردی بزرگ و مورد احترام توصیف میکند که دنیا را با وجودش زیباتر کرده و به نوعی سعادت و برکت به ارمغان آورده است. در نهایت، شاعر برای او آرزوی خوشبختی و روزهای عید و شادکامی میکند.